CRM و CRM هر دو اصطلاحند ؛ اما این کجا و آن کجا!؟

CRM و CRM هر دو اصطلاحند ؛ اما این کجا و آن کجا!؟

وقتی دارید درباره اصطلاحات فنی مطالعه میکنید یا گفتگو میکنید ؛ همیشه همان چیزی که میشنوید یا میخوانید همان چیزی نیست که میدانید یا میخواهید! بزارید بیشتر توضح بدم.
مثلا عبارت SQL یعنی چی؟ خوب همه ما کامپیوتری ها میدانیم که مخفف Structure Query Language است و شبه زبانی برای ایجاد پرس و جوهای ساخت یافته است و عمدتا در مبحث بانکهای اطلاعاتی یا Database از آن گفتگو میشود.اما وقتی در جلسه بازاریابی دیجیتال نشسته اید و شخصی درباره ضرورت داشتن SQL صحبت میکند در ذهن خود Microsoft SQL Server یا شاید MySql یا Oracle را تصور میکنید! در حالیکه منظور اون شخص از SQL چیز دیگری بوده است: Sales Qualified Leads که ارتباط زیادی با MQL نیز دارد.
یا بسیاری از ما با سرنام CRM به خوبی آشنا هستیم ، Customer Relationship Management که در مفاهیم فروش و بازاریابی بسیار بسیار زیاد برای توضیح و تشریح مدیریت ارتباط با مشتریان بکار میبریم.اما جالب است بدانید CRM یا Cause Related Marketing هم بسیار قابل مطالعه و جالب است.
یا مثلا وقتی در جلسه ای یا جایی میگویم که DBA هستم خوب البته منظورم (Doctor of Business Administration) یا دکترای حرفه ای مدیریت کسب و کار است اما ممکن است کسی فکر کند Data Base Admin یا مدیر یک دیتابیس هستم!!
حالا هدف از اینها که گفتم چی بود؟ بعضی از ما عادت داریم توی جلسات مخصوصا جلسات مدیریتی مرتب اصطلاحاتی را بکار ببریم شاید برای اینکه زیاد باهاشون سر و کار داشتیم شاید هم برای اینکه بگیم آره ما هم بلدیم! اما غافل از اینکه افراد حاضر ممکن است برداشتی متفاوت از حرفها یا نظرات ما پیدا کنند یا بدتر از آن اصلا متوجه منظور ما نشوند!
پس لطفا با احتیاط برانید! از گفتگو درباره موضوع اصلی خارج نشوید و زیاد از اصطلاحات استفاده نکنید.البته در جلسه های عمومی یا نیمه عمومی.
بهر حال ؛ این یکی شیریست اندر بادیه ؛ وآن یکی شیریست اندر بادیه…

لطفا این مطلب را برای دوستان خود ارسال کنید

ERP یا BRP ؟ مسئله این است!

ERP  یا BRP ؟ مسئله این است!

بازمهندسی فرآیندها یا مهندسی معکوس فرآیندها؟
اینروزها در شرکت داریم ERP پیاده سازی میکنیم.یعنی در واقع داریم فرآیندها را استخراج میکنیم تا توسط شرکتهای برتر این حوزه بتونیم سازمان را ارتقا بدهیم.از شرکتهای خوبی مثل #همکاران_سیستم ، #فراگستر ، #آرین_سیستم ، #نوین_پرداز و شرکتهای خوب دیگری بهره بردیم.
نکته ای که برایم جالب بود اینکه قبل از خرید ERP و هنگامی که میخواهیم به بررسی فرآیندهای موجود سازمان و فرآیندهای مورد نیاز برسیم ابتدا باید BRP یا بازمهندسی فرآیندهای سازمانی را انجام دهیم. این باز مهندسی صرفا یکبار یا فقط قبل از ERP صورت نمیپذیرد و مرتبا باید انجام شود تا چرخه بازنگری-اصلاح را بتوان برای رشد اجزای سازمان بکار برد.
اما پرسش بنده از صاحب نظران این است که آیا برای بازمهندسی فرآیندها میتوان از مهندسی معکوس فرآیند استفاده کرد؟ چون وقتی فرآیندها تحلیل و اجزایابی میشوند میتواند نقاط ضعف و قوت آنها و همچنین ارتباط بین مولفه ها را مطالعه کرد و سپس آنها با مسیر و روش تصحیح شده دوباره آفرینی کرد.
منتظر نظرات ارزشمند عزیزان هستم.
سپاس

لطفا این مطلب را برای دوستان خود ارسال کنید

مشاور کیست?

مشاور کیست?

این روزها خیلی ها به عنوان مشاور در کنار مدیران کسب و کارها قرار میگیرند.اما به راستی مشاور کیست؟
اخیرا در یک پروژه سازمانی با افرادی سر و کار دارم که تحت عنوان مشاور فعالت میکنند.البته من خودم هم سالهاست که برچسب مشاور را به خود زده ام! اما آیا هرکسی میتواند مشاور باشد؟ در این نوشته نظراتم را خدمتتان تقدیم میکنم و صمیمانه منتظر شنیدن نظرهای شما دوستان و بزرگواران هستم.
فکر میکنم مشاور شخصی است که با دانش و تجربه و داشتن دیدگاه میتواند مشورت دهنده ؛ دقت کنید ؛ مشورت دهنده و نه مجری یا برنامه ریز باشد.به عبارت دیگر مشاور کسی است که وقتی مدیر یک سازمان و حتی مدیران ارشد و مدیران میانی مواردی را با او در میان میگذارند ؛ بتواند مشورت دهد! تدوین سیاست ها و خط مشی ها و از همه مهمتر اجرای آنها و ارزیابی و سایر موارد بر عهده خود سازمان است و البته مشاور میتواند به مدیریت کمک کند تا نظارت و تایید نهایی را داشته باشد.
نکته بسیار مهم دیگر این است: آیا مشاور در همه حوزه ها میتواند اظهار نظر کند؟ یعنی اصولا مشاور آچار فرانسه یا به تعبیر یکی از دوستان عزیزم “دانای کل” است؟! خوب فکر میکنم پاسخ منفی است.مشاور باید در یک یا چند موضوع که متناسب با دانش و تجربه عملیاتی خودش میباشد بتواند نظر دهد و صاحب نظر باشد.مثل های قدیمی مانند “همه کاره ؛ هیچ کاره” و یا “همه چیز را همه گان دانند و همه گان هنوز زاییده نشده است” و نظایر آنها گواهی بر این تفکر است.
من خودم مشاور توسعه کسب و کار هستم ؛ خوب در دو حوزه فن آوری اطلاعات و ارتباطات و همچنین مدیریت ؛ اندک دانش و تجربه ای دارم که با تلفیق این دو ابزاری مفهومی به نام دیجیتال مارکتینگ را که تلفیقی از فاوا و کسب و کار است در خدمت مشاوره به شرکتها و سازمانها و افراد قرار میدهم.این به این معنی نیست که مثلا از موسیقی یا کتاب یا امور مالی و یا از انبار سر در نمیاورم!! اتفاقا واحدهای مالی را پاس کرده ام و زمانی دانشجوی حسابداری هم بوده ام ؛ یا مثلا تجربه کار در انبارهای بزرگی را داشته ام اما این تجربه استوار بر دیدگاه نیست و لذا خود را مشاور مالی یا مانند آن نمیدانم.
مشاور باید توانایی تجزیه و تحلیل و شناخت مسائل و مشکلات را داشته باشد و علاوه بر دانش و تجربه فراوان بتواند از تکنیک خلاقانه حل مسائل بهره ببرد.درست سخن گفتن در حضور دیگران و رعایت احترام و حفظ حرمت سایرین و توانایی شنیدن انتقاد نیز خیلی مهم است.
متاسفانه برخی مشاورین بیشتر تظاهر به کار در مجموعه ها را دارند به جای آنکه مسئولیت پذیری داشته باشند مسئولیت گریز هستند!
امیدوارم به کمک هم بتوانیم محیط کاری سالم تر و رشدی بیشتر داشته باشیم.
بهرحال اگر مشاور یعنی آدمی که در همه چیز توانمند است , من مشاور نیستم! اما اگر مفهوم مشاور همراهی و همکاری با مدیران برای اعتلای اهداف و رسیدن به سرفصل های آینده نگرانه همراه با قلبی پاک و دستی پر از فروتنی است ؛ بنده افتخار میکنم که مشاور هستم!!!
راستی بد نیست این مقاله را هم بخوانید از پرتال جامع علوم انسانی با عنوان مشاور کیست؟
http://ensani.ir/fa/article/download/129121

لطفا این مطلب را برای دوستان خود ارسال کنید

هوشمندی کسب و کار چیست؟

هوشمندی کسب و کار چیست؟

هوشمندی کسب و کار فرایندی است که در آن داده های خام به اطلاعات مورد نیاز کسب و کار و مدیریت تبدیل می شود و موجب تصمیم گیری بهتر و با سرعت بیشتر در سازمان می شود.

هفته گذشته در  مجموعه گروه شکاری که یکی از مجموعه هایی است که در خدمتشان هستم  بررسی هایی را برای پیاده سازی سیستم BI داشتیم. دموی برنامه هوشمندی کسب و کار شرکت همکاران سیستم را بررسی کردیم که خیلی هم خوب بود البته.

دیدم بد نیست کمی در این باره بنویسم.

همانطور که در ابتدا تعریفی از هوشمندی تجاری را نقل کردم ، در حقیقت این سیستم ها دیتابیس های سازمانی را بصورت تعاملی در طی فرایندهای مهندسی شده مورد پردازش قرار داده و دانش مدیریتی ایجاد میکنند که میتواند به تصمیم گیری استراتژیک کمک فراوانی کند.

در حال مطالعه و بررسی Microsoft Power BI هستم که حتما تحلیل ها و نکاتی را در این مورد تقدیمتان خواهم کرد.

تا یادم نرفته بگم که هفته گذشته در جلسه شانزدهم TehranDB الاستیک سرچ و کیبانا مورد بررسی و مطالعه قرار گرفت که انها نیز در تحلیل داده ها بسیار مورد استفاده قرار میگیرند.

پیشنهاد میکنم در سایت bigdata.ir کلمه کیبانا را سرچ کنید و از خواندن مطالبش لذت ببرید.

همچنین پایان نامه خانم سمیرا خالقی با موضوع معرفی نرم افزار Microsoft Power BI را از دست ندهید.

لطفا این مطلب را برای دوستان خود ارسال کنید

چگونه دیگران را رهبری و مدیریت کنیم؟

چگونه دیگران را رهبری و مدیریت کنیم؟

در ابتدا اجازه دهید رهبری و مدریریت را تعریف کنیم و تفاوتهای آنها را بدانیم.
اگرچه مدیر و رهبر شباهت ها و اشتراکهایی دارند و برای هدایت و پیشبرد یک مجموعه مکمل یکدیگر هستند ؛ اما تفاوتهایی مهم با هم دارند.
مدیریت یعنی کنترل یک گروه برای رسیدن به هدف خاص ولی رهبری یعنی توانمندی درایجاد انگیزه و تاثیر گذاری بر دیگران برای رسیدن به موفقیت.
رهبری (Lead) بیشتر هنر است و مدیریت (Manage) بیشتر علم.اگر چه یک مدیر موفق علاوه بر دانش مدیریت باید مهارت های رهبری را نیز داشته باشد.

اما آنچه در این نوشتار مطرح میکنیم ؛ نگاهی از زاویه ای خاص به مبحث مدیر و رهبر است.مدیریت و رهبری بر دیگران!
افراد خانواده ؛ دوستان ؛ کارمندان ؛ دانش آموزان یا دانشجویان ، مشتریان و همه کسانی که در اطراف ما هستند و بطور روزمره با آنها مسیر ها و راه هایی را میپیماییم. اگر میخواهیم هنر راهبری و اداره آنها را داشته باشیم نکاتی را باید بدانیم و رعایت کنیم:

–  دیگران را به انجام کارهای درست ترغیب کنید و کاری کنید که متوجه درستی کار خود بشوند.
–  از بازخورد استفاده کنید تا درباره آنچه که افراد دیگر در حوزه مسئولیت و قدرت شما انجام می دهند مطلع شوید.
– جلسات منظم و متمرکزی را درمورد پروژه هایی که در حال انجام آن هستید برگزار کنید.
– به دیگران انجام کارها را یاد بدهید.شما نمیتوانید همه کارها را خودتان انجام دهید.
– خواستار موفقیت دیگران باشید.
– به دیگران کمک کنید تا بهره و سود کارهایشان را ببیند  انگیزه بگیرند.
– از گفتگو و مصاحبت با کسانی که در انجام کارها ضعیف هستند دوری کنید.آنها به اهداف شما آسیب خواهند زد.
– دیگران را کنترل نکنید.آنها ناراحت میشوند و زمان شما نیز بیهوده تلف خواهد شد.
– بر روی نتایج متمرکز باشید نه فعالیت ها و شخصیت افراد.
– برای نتایجی که تولید میکنند ارزش قایل شوید و به آنها پاداش دهید.
– برای آنها یادداشت های تشکر بفرستید.
– گوش دهید! این تمرین بسیار ساده است.فرصت دهید دیگران توضیح دهند که چه کاری و چگونه انجام میدهند.
– به جای سرزنش کردن بر روی حل مشکل تمرکز کنید.
– به دیگران فرصتی بدهید تا بدون ترس از انتقاد ؛ نظرات و پیشنهادات خود را مطرح کنند.
– به جای آنکه بگویید این کار را انجام بده (دستوری) ، بگویید “لطفا این کار را انجام بده (درخواست)
– …

ادامه دارد…

لطفا این مطلب را برای دوستان خود ارسال کنید